تبليغاتX
خورشید بی حجاب
بازار داغ انتخابات اتاق بازرگانی 

امروز قصد داشتم درباره انتخابات اتاق بازرگانی بنویسم اما هرچقدر فکر کردم دیدیم این موضوع آنقدر عمیق است که اظهار نظر در موردش کار هر کسی نیست، و شاید برای من که اطلاعات کاملی ندارم.

البته برای جمع کردن اطلاعات تلاش کردم اما هر چه بیشتر جلو رفتم بیشتر احساس خلع کردم، و پرسشهایم بیشتر شد.

فقط می دونم که دوره ششم این انتخابات بازار داغی دارد با گروه هایی که مواضع خود را روشن اعلام کرده اند.

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت 17:8
محکوم به سکوت 

زمانی فریاد میزدیم جنگ، جنگ تا پیروزی و حالا نمی دانیم که باید چه بخواهیم

چیزی برای فریاد زدن نداریم

فقط دستهایمان گویای این همه درد و پشتمان گرم است

و این گرما را گریزی نیست

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت 18:20
سرمان را عین..... 

دیشب داشتم می رفتم جایی ، سوار یه تاکسی شدم،

 هنوز زمان زیادی از سوار شدن من نگذشته بود که

صدای رادیو توجه منو جلب کرد،

اما از اون مهمتر چیزایی بود که شنیدم :

احمدی نژاد در واکنش به گرانی گوجه فرنگی گفت:

گوجه فرنگی را از نزدیکی خانه ما بخرید.

!!!!!

آخه از یک رییس جمهور بعید که  موضوع به این مهمی را به این

سطحی ببینه، ای بابا همه دارن مدتها بحث می کنند که بار ترافیک

تهران را کم کنند، اون وقت فکرشو بکنید جمعیت تهران راه بیفته

واسه 2 کیلو گوجه فرنگی بره نارمک. 

 فقط فرقش میشه 1000 تومن که اونم میشه پول بنزین و

البته واسه ما که با اتوبوس می ریم که ارزون تموم بشه،

 1000 تومن میشه به قیمت5 ساعت زمان که البته زیادم مهم نیست

ما که از صبح واسه یه لقمه نون جون میکنیم این 5 ساعت دود خوردن و الافیم روش.

اصلا نیاز نیست شما تدبیری بی اندیشید، تقصیر شما هم که نیست ، گرانی ناشی از دستهای آلوده اقتصادی است.

پس یکباره بگویید: آسوده بخوابید که شهر امن و امان است.

امان از این امنیت که هر روز یک جور تنمان را می لرزانند.

سرمان را عین کبک کردیم توی برف و........

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 17:17