تبليغاتX
خورشید بی حجاب
خانمها مردها را چگونه دوست دارند!!! 

 

 

 

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

 

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

 

 

 

1-  مرد مردها

 

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

 

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

 

 

 

2-  نه گفتن

 

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

 

حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

 

 

 

3- داشتن شهوت جنسی شدید

 

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که يك خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

 

4- مستقل بودن

 

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

 

5- حسود بودن

 

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

 

 

 

6- آسیب پذیری گاه به گاه

 

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.

 

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس  قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

 

 

7- پنهان کردن احساسات

 

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند.  شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.

 

در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

 

8- سرتاپای او را وارسی کنید

 

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت ميكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.

 

اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند.  خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

 

 

 

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

 

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.

 

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در جمعه بیست و ششم آبان 1385 و ساعت 17:4
بزرگی گفت: 

ای مرد جوانی که گمان می کنی خدایان تو را از یاد برده اند، بدان که اگر بدتر شوی، نزد ارواح بدتربروی و اگر بهتر شوی، نزد ارواح بهتر. و در هر توالی زندگی و مرگ همان عملی را انجام می دهی و به آن تن در می دهی که همانند تو، در دست همانندت به آن تن در می دهد. این عدالت خداوندی است.

 

 افلاطون

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 17:58
خود کرده را تدبیر نیست 

چرا ؟

دیروز کسی با نام رهایی زن برایم کامنت گذاشته بود، کسی که با افکار من سازگار نیست ، این را از لحن
 تند وتیزش به خوبی احساس کردم.

به سراغ وبلاگش رفتم ، پر بود از حرفای عجیب و اما غریب نه.

از او برای توجه به مطالبم تشکر می کنم اما نمی دانم منظورش از این جملات چه بود:

ما برآنیم تا نشان دهیم که ستم بر زنان به عنوان نیمی از جامعه بشری ریشه در نظام طبقاتی و
مرد سالارانه ای دارد که آفریننده ی ستم جنسی ، فقر، فحشا، اعتیاد، کارکودکان ، مخرب محیط زیست و جنگهای خانمانسوز است. مازنان خواهان عدالت اجتماعی هستیم و برای رهایی از فقر اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی که قرنهاست گره بر روح و جسممان زده مبارزه می کنیم و به خوبی می دانیم که رهایی زنان بدون رهایی کل جامعه امکان پذیر نست.

بر این مبنا ما گردانندگان وبلاگ رهایی زن با تاکید بر تعلق خود به جنبش زنان و پیوند این جنبش با دیگر جنبشهای اجتماعی خواهیم کوشید تا افقی هر چند کوچک در اعتلای این جنبش داشته باشیم .

از نظرمن این جنبش از پایه مشکل دارد، مگر چه ظلمی در حق این جامعه ( زنان) شده که دست به این حرکت که گمان می کنند پر معناست زدند؟

اگر ستم جنسی شده خود به روز خود آوردند.

اگر فقربر آنان غلبه کرده که هر کس می تواند به جای این که نان بازویش را بخورد، نان عقلش را بخورد.

اگر فحشاست که کسی آن هم در ایران به آنها زور نکرده، خود خواستند که اینگونه باشند.

اعتیاد هم مانند بقیه موارد راهیست که برای همه باز است و کار کودک ، تخریب محیط زیست و جنگهای خانمانسوز هم که هیچ ربطی ندارد.

این گره ای که از آنان از آن دم می زنند، چیست و چه کسی برای آنان درست کرده است؟

و اگر هم وجود دارد به جای باز کردن گره یا کورش می کنند ویا به راحتی از انتها قیچی.

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 16:55
فمنیست ها چه به روز خود می آورند 

کار از کار گذشته

هر چه ما این گروه فمنیست ها را منع کنیم آنها راه خود را میروند،

البته من دست از نوشته هایم بر نمی دارم.

آنها مثل قوم فرعون می مانند که هر چه برای آنها دلیل منطق بیاوریم باز هم کار خود را می کنند.

من نه مردم ،نه مردها را موجوداتی والا می دانم اما این گروه که فکر می کنند از جانب مردها در معرض خطر نابودی هستند چه به روز خود می آورند!

گاه تا مرز جنون پیش می روند و از همان ذات زنانگیشان کار به گیس وگیس کشی می رسد، البته می گویند اهل گفت وگو هستند اما بعید به نظر می رسد، چون هنوز هم قانع نشده اند.

مردها تا جایی که لازم باشد به زنها بها می دهند ولی زیاده خواهی هم حدی دارد.

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 16:22
وای بر این زنها  

دیشب یکی از داستانهای صادق هدایت رو خوندم ( زنی که مردش را گم کرده بود)

این داستان اگرچه داستان کوتاهی از زندگی زنهای دهه پیش بود اما هنوز ه می توان در این دوران هم این کوتاهی را در زنها دید.

داستان در مورد زنی بود که شوهرش او را با یک فرزند 2 ساله ترک کرده و او برای پیدا کردن شوهرش تمام جهیزیه اش که شاید فقط کفایت کرایه تاکسی اش را می کرد، فروخته بود.

تنها چیزی که در طول داستان جاری است شلاقی بود که مرد دائما با آن زن را کبود می کرد.

این زن که تمام زندگی خود را برای یافتن شوهرش فروخته بود ، نه علاقه ای به او داشت و نه  از آبرویش می ترسید، چون تمام زندگی اش را به این منوال طی کرده بود.  

او عاشق شلاقهایی بود که شوهرش به او می زد البته شوهر مهربان همیشه به محض ورود به رختخواب او را میبوسید واز او معذرت خواهی می کرد، اما با طلوع خورشید روز از نو روزی از نو.

البته این موضوع را د ر جامعه امروزی راحتر می توان درک کرد، بعضی ها به این موضوع به چشم بیماری نگاه می کنند ، ولی به نظر من این مشکلی است که تمامی زن ذاتا با آن مواجه اند.

یعنی هر زنی دوست دارد که از ناحیه شوهرش آزار ببیند، چه این آزار روحی باشد جه روانی.

هرگاه مرد به هر دلیلی از انجام این آزارها سرباز زند ، بهانه گیری های زن شروع می شود؛

تو نسبت به من بی تفاوتی

تو هیچ تعصبی نداری

مرتیکه بی غیرت

البته این غیرت همان تعصب مسخره ای است که زنان را شیفته مردان می کند وهر چه مرد تعصب بیشتری داشته باشد جذابتر و محبوب تر می شود.

حال اگر مرد به زن غیرت داشته باشد و برای هر رابطه با مرد (از سبزی خریدن سر کوچه تا رابطه یک زن و مرد در غالب یک همکار) عصبانی شود، این مرد می شود مرد زندگی که زن و زندگیش را دوست دارد.

البته من منکر عشق و علاقه در زندگی نیستم و این که مردها هم به زنها احتیاج دارند اما این احتیاج از سوی زنها چندین برابر است و شاید توجه به اندازه و عقلایی برای زنها کم باشد.

به امید روزی که زنها خود را حماقتهای زنانه بیرون آورند.

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 13:49
شروع دوباره 

بالاخره تلسم شکسته شد و من یه وبلاگ جدید باز کردم.

این اولین مطلبی است که می نویسم و دلم می خواد وبلاگم رو با این جمله شروع کنم؛

اگه می خوای موفق شوی، کاری را که ازش  می ترسی انجام بده

این جمله ای بود که یکی از همکارام بهم گفت، ولی این که اون کی هست؟ و برای چی چند وقت یه بار منو نصیحتهای پدرانه می کند؟ بماند.( البته بعدا حتما توضیح می دم)

اما مهمتر از همه این که شاید قدمهای رو به جلوی من برای تلنگرهای گاه و بی گاه اون باشه.

|+|
نوشته شده توسط الهه احمدی در دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 16:41